پخش زنده
امروز: -
سال هاست صحبت از قرار گرفتن تئاتر در سبد فرهنگی خانوار به میان میآید، اما برخلاف این ایده سالنهای بزرگ و پر تماشاگر، سهم نمایشهای پر زرق و برقی میشود که چهرهها (سوپراستارها) بر صحنه هایشان خودنمایی میکنند و بلیتهای آن چنانی میفروشند.
اين در حالي است که دانشجویان این هنر و هنرمندان کمتر شناخته شده در سالنهای کوچک گوشه گوشه شهرمان سعی میکنند بدون داشتن تبلیغهای آنچنانی و فقط با تکیه بر تعریف و تمجید دهان به دهان تماشاگرانشان و تبلیغات اندک در شبکههای اجتماعی، سیل مخاطبان را به سالن بیاورند و با هنرنمایی خود آنها را بر صندلی سالنها نگه دارند.
یکی از این نمایشها که چند ماهی است در سالن تئاتر مستقل تهران به اجرا در میآید ”لانچر پنج“ نام دارد.
نمایشی که با تلاش چند جوان به مرحله اجرا رسیده و سعی دارد در فضایی کوچک، ماجرایی وسیع با موضوعی جسورانه را مقابل چشمان مخاطبانش قرار دهد.
نمایشی سخت و صد البته دردناک که لحظاتی برای کم کردن حجم فشار این درد مخاطبانش را میخنداند. خندهای تلخ و البته بدور از شوخیهای جنسی مرسوم در این سال ها؛ آن هم برای نمایشی که جامعه را به لحاظ جنسی مورد بررسی قرار میدهد.
در این مهم مسعود صرامی و پویا سعیدی که نگارش و کارگردانی متن نمایش را عهده دار بوده اند جدا از آنکه بر مرزهای ممیزی قدم گذاشته اند و به موضوعی پرداخته اند که در جامعه به تابو تبدیل شده است، به خوبی نیز توانسته اند میان بخشهای جدی و طنز نمایش خود توازن برقرار کنند.
لانچر پنج نمایشی معمایی در رابطه با برسی سه قتل در یک پادگان نظامی است. سوژهای که بنا به اهمیت آن کمتر کسی جسارت دست گذاشتن بر آن را دارد.
لانچر به سکویی گفته میشود که برای پرتاب راکت و موشک در مناطق جنگی مورد استفاده قرار میگیرد و ماجرای نمایش، به دوران حکومت پهلوی و حول سربازانی میچرخد که مجبورند در شرایطی سخت در کنار لانچرهای پادگانشان نگهبانی بدهند و حال یک به یک در مقابل افسر بخش بازرسی سروان شایگان حاضر میشوند تا بر اساس گفته هایشان پرده از راز پرونده قتلهای اخیر پادگان برداشته شود.
موسیقی نمایش نه سوار بر کار که مکملی درخور و مناسب برای متن است.
امیر نوروزی، میلاد چنگی، مجید یوسفی، محمد حقشناس، صادق برقعی، مرتضی سلطان محمدی، فرشید روشنی، عماد درویشی، مجتبی یوسفی، باسط رضایی، عرفان امین، هادی شیخالاسلامی، امیرحسین احمدی نقش آفرینی در نمایش را بر عهده دارند.
افرادی که بازی هایشان تا حد بسیار زیادی قابل قبول و باورپذیر است و این باور پذیری بیش از حد گه گاه تنه به زیاده روی در اجرا میزند و این شاید بخشی از نمایش است که میتوان بر آن نقد وارد کرد. برخورد فیزیکی بسیار میان افسر شکنجه گر و سربازان شکنجه شونده این سوال را در ذهن متبادر میکند که واقعا هنر تا کجا میتواند پیش برود و هنرمند تا کجا امکان این را دارد که در برابر دید مستقیم مخاطب به ضرب و شتم (واقعی نه نمایشی) بپردازد و نقطه نظراتش را که همان حرف نمایش است، هرچند درست بی پرده به زبان بیاورد؟
از این رو هرچند که نمایش لانچر پنج نمایشی است دیدنی و تاثیر گذار که در سالهای گذشته اجراهای متفاوت داشته و جوایز متعددی از جشنوارههای داخلی گرفته است، اما شاید بد نباشد اگر بگوییم که نمایش برای سنین نوجوان آنچنان مناسب به حساب نمیاید.
![]() |
ایمان شمس؛ خبرگزاری صدا و سیما |